30 شهریور 1387
شب قدر
... و چه جهل زشتي است در اين شب قدر بودن و در زير اين باران ماندن و قطرهاي از آن برپوست تن و پيشاني و لب وچشم خويش حس نكردن، خشك و غبار آلود زيستن و مردن! دكتر شريعتي...Ù„Ø·ÙØ§ برای خواندن ادامه‌ی اين مطلب كليك كنيد
Posted @ 0:38 قֽظֽ | Comments [2]
22 شهریور 1387
God!
... هرگاه بنده ای مرا می خواند، آنچنان به سخن او گوش می سپارم که گویی بنده ای جز او ندارم... اما شگفتا،که بنده ام همه را چنان میخواند که گویی همه خدای اویند جز من..!...Ù„Ø·ÙØ§ برای خواندن ادامه‌ی اين مطلب كليك كنيد
Posted @ 0:48 بֽظֽ | Comments [2]